چهارشنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۰۸

آمار؛ گرفتاري اين روزهاي رييس، اداره و ما

براي آن كس كه از بيرون به ادارت دولتي ايران نگاه مي‌كند پارتي‌بازي و رشوه ستاني شايد همچنان اصلي‌ترين تعريف و معيار نخست شناسايي اين ادارات باشد، اما براي كارمندي مثل من كه چند سالي است درگير مناسبات داخلي يكي از آنهايم، جاكشي و پا اندازي كلمات گوياتري براي توصيف ساز و كار ادارات مملكت گل و بلبل اسلامي‌مان است.
به نظر شما كارشناس ارشدي كه گزارش من كارمند دون پايه را دستكاري مي‌كند تا عدد و رقم بهتري به رييس اداره بدهد چه كاري جز جاكشي مي‌كند؟
كار رييس اداره‌اي كه او هم آمار و ارقام گزارش مزبور را دستكاري مي‌كند و تحويل وزير مي‌دهد چه اسمي دارد؟
وزيري كه ارقام باز هم دستكاري شده را به اطلاع امت شهيدپرور مي‌رساند دارد زحمت چه جور كاري را مي‌كشد؟
در آستانه دهه مبارك فجر و موسم ارائه آمارهاي پيشرفت و ترقي مملكت اسلامي، نظر كارشناسي دادم كه مقايسه آمارهاي امروز (دوباره بگويم كه همين‌ها هم واقعي نيست؟) با سي سال قبل و پيش از انقلاب درست نيست. در دنيايي كه دارد روز به روز تغيير مي‌كند، حتي خنك و بي‌معني است. جواب دادند: توقع داري اين آمارها را با كي و كجا مقايسه كنيم؟ گفتم با كشورهاي در حال توسعه در زمان حال. رييس اداره سريع جواب داد: مگر بستر فعاليت ما با آنها يكي بوده؟ مگر شرايط يكسان داشته‌ايم؟ بخاطر سياستهاي غلط رژيم سابق ...
عجب خنگي هستم من؟! به اين يكي فكر نكرده بودم!
البته يادتان باشد خنگ‌هايي مثل من در اين جلسات در اقليتند. مثلا كوتوله‌اي كه كنار دست من نشسته بود، همين رييس قسمت، از شدت زياد فهميدن سرش روي گردن بند نمي‌شد. اصلا به خاطر همين فهم است كه اگرچه بعد از من آمده و مدركش پايين‌تر از من است، اما رييس است و حقوقش كلي بيشتر
راستي صداي خوبي هم دارد و پاي هر مناسبت فيض مي‌رساند و ثواب مي‌برد: تقبل‌الله